تبليغاتX
نگين

نگين

قالب های رایگان
بازی های کامپیوتری

محل قرار گرفتن تبلیغات شما

منوی کاربردی

پيغام مدير :

نظر سنجی

کد مورد نظر خود را اینجا قرار دهید

جستجوگرGoogle

لوگو سایت

امار سایت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

خداحافظ...

سلام عزيزان با كمال تاسف( البته واسه خودم)!!!! من بايد برم درس بخونم و فعلا يه دو سالي به روز نميشم دلم واستون ميتنگه اساسي قربان شما باي! 

خداحافظي گريه در يك غروبه

خداحافظي رنگ دشت جنوبه

خداحافظي غم توي كوله باره

خداحافظي ناله ي قطاره

يه خط يادگاري رو ديوار نوشتم

دلو جا گذاشتم بريدم گذشتم

دو تا قطره ي اشك روي شيشه حيرون

يكي گريه ي من يكي مال بارون

چه غمگينه جاده

چه بي رحمه رفتن

جدا ميشم ا زتو

جدا ميشي ازمن

ازمن.....

يه قلب مسافر

يه مرغ مهاجر

با يه دفتر از خاطرات قديمي

جدا ميشه از لحظه هاي صميمي

خداحافظي گريه در يك غروبه

خداحافظي رنگ دشت جنوبه

خداحافظي غم توي كوله باره

خداحافظي ناله ي قطاره

يه خط يادگاري رو ديوار نوشتم

دلو جا گذاشتم بريدم گذشتم

دو تا قطره ي اشك روي شيشه حيرون

يكي گريه ي من يكي مال بارون

خداحافظي گريه در يك غروبه

خداحافظي رنگ دشت جنوبه

خداحافظي غم توي كوله باره

خداحافظي ناله ي قطاره

يه خط يادگاري رو ديوار نوشتم

دلو جا گذاشتم بريدم گذشتم

دو تا قطره ي اشك روي شيشه حيرون

يكي گريه ي من يكي مال بارون

خداحافظ.....



/ نوشته شده توسط نگين در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 19:38 |

دوبیتی های عشق 86

دوبیتی های عشق 86

زیبا رخ و با حیا و خوش قامت و قد

لیسانس گرفته باشد او صد در صد

هر کس که مشخصات او تکمیل است

الساعه به این حقیر پی ام بدهد

************************

پریشانم ز بد عهدی ایام

جوانی طی شد و ماندیم ناکام

ندارم یار و دلدار و انیسی

به جز آزاده و مینا و الهام

***********************

خوش جلوه تر از رخت ندیدم عسلک!

بگذار فدایت بشود این پسرک

یک عمر غلام تو شوم ای بانو

دادی تو اگر جواب رد؛ خب به درک!

**************************

لبخند زدم، برای من همدم شد

این عهد میان من و او محکم شد

اینها همه ناشی از وفاداری اوست

روی سی و یک دختر قبلی کم شد

**************************

عمری است که داغ دل من پنهان است

در وادی عشق ، راه ، بی پایان است

هر کس دل خود باخته بر " یک" دلبر

اما دل من در گرو "زید"ان است

***************************

آن ساقی مه رو که دو چشمش ختنی بود

آن یار که ارباب دل همچو منی بود

یک جرعه نخوردیم زپیمانه که می داد

چون باده و پیمانه به شدت دهنی بود

*****************************

تو پرچم مهر را بر افراشته ای

از عطر خوش و رایحه انباشته ای

با لطف تو، من ریشه دواندم در خاک

از بس سر وعده ها مرا کاشته ای

****************************

شمیم زلف تو پیچید در سر

شدم مست از گلاب و مشک و عنبر

ولی آن عطر و ریحان و شکوفه

همه، جمعا به آن بوی دهان در!

 

همه اینا شوخی بود ولی اینو یادتون باشه:

LIFE WITHOUT LOVE LIKES FIFTY WITHOUT FIVE



/ نوشته شده توسط نگين در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 20:17 |

بهترین مامان دنیا

سلام دوستان سال نو مبارک من که امسال عید ندارم مادر بزرگ عزیزم رو از دست دادم همین 2 -3 روز پیش . غم بزرگی بود خصوصا واسه من که خیلی بهش وابسته بودم . آخ مامانجووووووووووووووون الهی بمیرم برات حیف تو نبود با اون چشای نازنینت بری زیر خاک . حیف اون دست و پای نازت نبود امشب شب سال تحویله مامانجونی حتما داری با آقاجون خوش میگذرونی نه؟؟؟؟؟؟؟ ای ناقلا ... هفت سینتون فردا میرسه حالا امشبه رو یه جوری سر کنین دیگه باشه؟؟؟ آخ انقدر حالم بد بود امشب ... 2 ساعت گریه کردم واست ... هی خواستم خودمو کنترل کنم ولی مگه میشد............ مامانجونی توهم رفتی مارو تنها گذاشتی ؟ خدا هم چه قشنگ گولمون زدااااااااا .. اومده بودی بخش فردا میخواستی بیای خونه... اومدی خونه ولی... بیچاره دایی میخواست خاله بهش گفت یه شنبه زنگ بزن حالش خوبه باهاش صحبت کن ... آخ انقد اعصابم خورد میشه میگن خوب اینا عمرشونو کرده بودن خوشی هاشونو کرده بودن ... آخه جای کدومتونو تو این دنیا تنگ کرده بود که حالا این حرفارو میزدین ... مرکز ثقل خانواده با مرگ مامانجون من ازهم پاشید ... خوب دیگه دم عیدی لحظات شیرینتونو با لحظات تلخم خراب نمی کنم خوش باشید عید خوش بگذره فقط اگه این مطلبو خوندی واسه مامان بزرگم مرحومه مغفوره شادروان جنت مکان خلد آشیان یه فاتحه بخونین خدا رفتگان همه رو بیامرزه مامانجون و آقاجون منم بیامرزه ...آمین

مادرم در عرش اعلای بهشت               نام زیبای تو را باید نوشت



/ نوشته شده توسط نگين در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 23:59 |

دخترونه پسرونه (2)

دخترونه

اصلا چرا همیشه این پسر ها هستند که حرف آخر را می زنند توی خانه، توی محل کار و خلاصه هر جایی که شما فکرش را بکنید . تصادف می کنی ، مقصر تویی ، سر کار ، حساب ها غلط از آب در می آـیند مقصر تویی، توی خانه هم که ... بماند.

مگر این پسر ها جزو آدمیزاد نیستند؟ یا نعوذبالله هیچ وقت اشتباه نمی کنند؟ پس چرا همیشه ما باید مقصر باشیم؟ چرا همیشه ما باید جواب همه چیز را بدهیم . این که نشد . بد تر از آن تا می خواهی شیر فهمشان کنی که مقصر واقعی کیست و کجای کارشان اشتباه است صدای اعتراض و فریادشان به هوا می رود که اینطور نیست. اصلا آدم از کار نکرده اش پشیمان می شود. خوششان می آید همین جور الکی مدام از آنها عذر خواهی کنیم . آن هم به خاطر اشتباهاتی که مرتکب نشده ایم یا اگر شده ایم لابلای اشتباهات کوچک و بزرگ آنها گم شده است، واقعا که!

پسرونه

این دخترها همیشه دنبال مقصرند. اصلا همگی کار آگاه رشید بالفطره اند ! برای اتفاقی که هنوز نیفتاده آنقدر دلیل و توجیه می آورند که سرت گیج می رود. آن هم فقط به خاطر اینکه ثابت کنند مقصر تویی نه آنها . با همین دلایل و مظلوم بازی هایشان هم همیشه موفق می شوند نظر دیگران را به نفع خودشان تغییر دهند. ما پسر ها چه گناهی کرده ایم که زبان مان به درازی و چربی و نرمی آن ها نیست؟ چه گناهی کرده ایم که ذهنمان مثل آنها به هزارو یک دلیل و توجیه منطقی و غیر منطقی نمی رسد. چنان آسمان ریسمان می بافند که مغزت سوت می کشد . همیشه هم حسرت یک " ببخشید " را به دل آدم می گذارند. اصلا زیر بار هیچ مسئولیتی نمی روند. اگر ولشان کنی دوست دارند تمام کارها به دوش پسر ها باشد. حالا کاش به همین رضایت می دادند. علاوه بر اینکه تمام کارها را به ما حواله می دهند فقط منتظزند تا دست از پا خطا کنی. آن وقت است که باید فاتحه خودت را بخوانی و سرو سنگین راهی بهشت زهرا شوی . چرا؟ چون انتظار برای یکبار هم که شده مسئولیت اشتباه را بپذیرند و بگویند ببخشید! این که نشد!         

راستی بچه ها من همینطوری ییهو یه مشکلی واسم پیش اومده که حدود یه ماه نمیتونم آپدیت کنم راستی فقط عکس دختر تونستم واسه این مطلبم پیدا کنم اینم از تو وبلاگ بچه های سوم ریاضی شهید بهشتی گرفتم ( همینطوری بی اجازه) خلاصه هر بدی خوبی از ما دیدین حلالمون کنین به زودی میام بای تا های.



/ نوشته شده توسط نگين در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 13:9 |

يك ذره كوچولو مي شوي؟

يك ذره كوچولو مي شوي؟

 

قاچ هندوانه وقتي داشت سر مي خورد

 و مي رفت پايين،

 به چيزي برخورد؛

 به گلوله ي بزرگي كه سر راهش نشسته بود

 و نمي گذاشت برود پايين.

هندوانه يك خرده خودش را سراند پايين تر و گفت:

" آهاي!

 ميشه بگي تو كي هستي؟"

اما هيچ جوابي نيامد. هندوانه گفت:

" مي دونم،

 فكر ميكنم تو يه بغض باشي،

 نيستي؟"

بغض گنده جواب نداد.

هندوانه گفت:

" اگه يه ذره خودتو كوچولو كني ،

 من ميتونم از كنارت رد بشم.

كوچولو مي شي؟"

بغض گنده كوچولو نشد.

هندوانه گفت:

" من نمي دونم چته،

اما هر چي ت كه باشه،

بالاخره بايد بشكني؛

مگه نه؟"

بغض گنده همان جور ساكت بود.

هندوانه گفت:

" تو خنكي منو حس مي كني؟

اگه يه ذره كوچولو بشي،

من رد بشم،

شيرينت مي كنم ها!"

بغض گنده فقط سر جايش لرزيد.

اما باز هم هيچي نگفت.

هندوانه گفت:

" ميشه به من بگي چته؟"

بغض گنده هيچي نگفت.

هندوانه آْهي كشيد و گفت:

" پس حداقل بشكن!"

بغض گنده يكدفعه ترك برداشت و شكست.

هر تكه ي بغض،

 به طرفي پرتاب شد..

قاچ هندوانه ي له شده ،

وقتي رفت پايين،

هم شيرين بود

و هم نبود.



/ نوشته شده توسط نگين در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 19:48 |

دخترونه پسرونه

دخترونه

اصلا چرا هر آزادي عمل است بايد مال اين پسر ها باشد. هنوز پشت لبشان سبز نشده هر وقت كه دلشان بخواهد مي توانند از خانه بيرون بزنند و هر زماني كه دوست داشتند بر گردند بي آنكه كسي از آنها بپرسد اين همه وقت كجا بودي. هر چقدر كه دوست داشته باشند با تلفن حرف مي زنند و هيچ كس چپ چپ نگاهشان نمي كند. هر جايي هم كه دوست داشته باشند مي روند.

هر بار قرار ميشود با دوستانمان جايي برويم از يك ماه قبل بايد آويزان پدر و مادر شويم تا اجازه بگيريم و تازه وقتي هم اجازه مي دهند آنقدر آدم را سين جيم مي كنند كه اصلا از رفتن پشيمان مي شوي. تازه جالب اينجاست كه پسر ها طلب كار هم هستند. يكي نيست بپرسد جاي ما بوديد چه ميكرديد؟

پسرونه

اين چه بهانه اي است كه دخترها تا تكان مي خوري آن را توي سرت مي كوبند ؟ هي مي گويند آزادي شما بيشتر است. كو؟ كدام آزادي؟ اگر منظورشان از آزادي علافي توي كوچه و خيابان است، اين كه آزادي نشد. يكي نيست از اينها بپرسد خب بشينيم توي خانه چه بشود؟ نمي توانيم مثل شما صبح تا شب توي اتاق كتاب بخوانيم و موسيقي گوش بدهيم يا سرمان را به تلويزيون يا آشپزي كردن گرم كنيم. تازه اگر راضي باشيم همه اين كارها را بكنيم استغفر الله آدم را به يك چيزهايي محكوم مي كنند كه مسلمان نشنود كافر نبيند.

خداوكيلي پدر و مادرها هم توي گير دادن و سين جيم كردن اصلا دختر و پسر نميفهمند. آن وقت تا تكان مي خوري اين دخترها اين مثلا آزادي را چنان مي كوبند توي سرت كه نفهمي از كجا تو سري خورده اي. انصاف هم خوب چيزي است آخه!



/ نوشته شده توسط نگين در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 16:38 |

من اومدم

سلام دختر خانوما و آقا پسراي گل .حالتون ؟ اوضاعتون؟ خوبيد انشالله؟ دماقتون چاقه؟ خوب خدا رو شكر. مديد مدتيست وبلاگمو آپديت نكردم خودمم كه ميام تو وبلاگم از مطالب تكراريم خسته ميشم. چه برسه به شما ها.

خوب كجا بوديم؟ آهان داشتم ميگفتم خيلي وقته آپ نكردم . راستش اصلا حوصلشو ندارم. خوب بي خيال چه خبرا؟ ما نيستيم خوشحالين؟ خوش ميگذره؟ خوب ... ديگه چي بگم؟ هيچ حرفي واسه گفتن ندارم ميدونين چيه؟ الان ساعت 10 دقيقه مونده به 8 شب كه من دارم اين مطلبو مينويسم. درساي فردا رو هم نخوندم . ولي تا 8 مثلا زمان استراحتمه. هر چي به ذهنم بياد مينويسم. خوب وقتتونو بيشتر از اين نميگيرم مثه اينكه ديگه كم كم دارم چرت و پرت مينويسم . خوب كاري باري؟ نبود؟ دارم ميرماااا. پس نبود؟؟؟! خوب ديگه اگرم بود ما كه رفتيم. يه مدتيه نظراتون كم شده . بابا بي معرفتي نكنين ديگه. منو تنها نذارين. نظر يادتون نره..........باي تا هاي.

   



/ نوشته شده توسط نگين در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 17:51 |

آدم برفی

يه گوله برفي براي خودم درست كردم

 آنقدر گرد و خوشگل كه فكرش را هم نمي تواني بكني

 بعد فكر كردم براي خودم نگهش دارم

 و پيش خودم بخوابونمش.

 براش لباس خواب درست كردم

 و يك بالش زير سرش.

 ديشب ديدم گذاشته رفته،

 اما پيش از رفتنش جايش را خيس كرده بود!!

 



/ نوشته شده توسط نگين در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 17:39 |

در مدح پرسپوليس

يه توضيح كوچولو:" به خدا من اهل توهين و اين حرفا نيستم ولي بعضي استقلاليا خيلي منو كفري ميكنن خلاصه اگه جايي چيزي ديدين به بزرگي خودتون ببخشيد. من خودم صميمي ترين دوستم استقلاليه و اصلا قصد توهين به طرفدارانش رو ندارم. فقط با بعضي بازيكنا كار دارم. ولي خداييش گريه هاشون خيلي خنده دار بود بچه ننه ها جنبه داشته باشين."

اي پرسپوليس، اي كه جانم به فدايت، اي جيگر، اي باقلوا، بابا دست مريزاد، بابا ايول، بابا خاك پاتيم...

جون من حال كردي مهرزاد معدنچي گل پسرو؟ به قول عادل فردوسي پور معدنچي دروازه خالي رو گل نميكنه توپي كه هيچ كي نميتونه گل كنه رو گل ميكنه. داداشي من استثناست. باريكلا پسر، آفرين ... ايول ... ايول....

اي پرسپوليس الهي ميدون بشي وانت بشم دورت بگردم.

داشتي علي عليزاده رو مثه سگ ترسيده بود نيمه اول رو نيمكت نيومد. بعد يك دفعه سرو كله ي ...ش پيدا شد؟ اين عليزاده رو اگه اوت دستي بلد نبود تو جزاير لانگر هانس هم راش نميدادن كه فوتبال بازي كنه. فصل قبلم كه تو پرسپوليس بود مثه اون داش علي(انصاريان و ميگم) من هروقت اسمشو تو تركيب ميشنيدم بالا پايين ميشدم...

اون داش علي انصاريان بي غيرت نكبت خاك تو سر كه فقط رابراه آمار بخيه شو به رخ همه ميكشيد و لياقت خود نامردشم همون استقلال گور به گوريه فقط فن كاتاي كاراته رو از قلم انداخت مثل هميشه وحشي بود (وقتي تو پرسپوليس بود كه مايه سرشكستگي بود حالا رفته و يكي ديگه بد تر از خودشو جاش فرستاده(بدبخت!!)) من نمي دونم اين ستاد حمايت از حيوانات وحشي تا كي ميخواد ازاين بشر دوپا در ميادين حمايت كنه؟

بازيكن فقط مهرداد اولادي!! اي همه چيز داشته!! اي نخود كاشته!! خوراك بره!!...

نميدونم اين جواد كاظميان كجاست كه ببينه هم تيمياش چه مي كنن..............( فردوس عادل پور!!)

يه نقل قول ديگه از عادل فردوسي پور: پيراهن اتلتيكو مادريدو اتلتيكو بيلبائو رو قاطي كني بازم اين لباسي كه پرسپوليس امروز پوشيده درنمياد. حيف كه دلم نمياد بهت توهين كنم عادل خان . فقط همينو بدون كه پرسپوليس هر چي دلش بخواد مي پوشه ، هر چي عشقش مي كشه. (چطور استقلال هر غلطي بكنه تو كاملا ازش طرفداري مي كني؟ولي خداييش اين دفعه خوب بودياااا!!!) همونطوري كه تو سيم ثانيه جاي داش علي (چندش!!) و عليرضا نيكبخت(؟)رو عوض كرد تو سيم دوم ثانيه جاي لباس جفت اتلتيكوها رو با لباس خودش عوض ميكنه. اين از جنم پرسپوليسياس شما استقلالي ها (نخ سوزن عادل خان!) اين چيزارو نميفهمين. به قولي تو سطح شماها نيست...

آخ آخ آخ داشت ياددددددددددددم ميرفت هاااااا. سياوش خان اكبر پور چشم نداشت سياه تر از خودش ببينه تا الونگ اونگ و ديد وحشي شد.آخه بد بخت فلك زده ي آفريقايي نذار ديگه دهنم بيشتر ازاين واشه آخه توهم...ي كه از خودت پوستر ميدي بيرون عقده اي؟؟

اي كه جانم به فدايت پرسپوليس ممال يافته به پيروزي. اي پرطرفدارترين تيم آسيا بمان هميشه سرخ سرخ همانند گل سرخ و لي به تندي آن پژمرده نشو. بمان و ثابت كن كه دوباره همان پرسپوليس ميشوي. همام پرسپوليسي كه همگان ميدانند چه بود ولي حالا متاسفانه با برد استقلال رقيب(؟) ديرينه ات من تورا مدح ميكنم. (عجب پاچه خواري كردم!!)

يه بار ديگه از همه ي طرفداران استقلال معذرت خواهي ميكنم . نظر يادتون نره حتي اگه استقلالي هستيد من به همتون احترام ميذارم ولي سه بازيكن نامبرده(عليزاده ، انصاريان و اكبرپور) واقعا حقشون بود خيلي پاشونو از گليمشون دراز تر كرده بودن. من نظراي استقلالي هارم ميخوام بدونم مطمئن باشيد اگه نظر بدين نظرتونو پاك نميكنم چون خودم خيلي زياده روي كردم شماهم حق داريد حرفاتونو بگيد.ولي تا همين حدااااااااااااااااا والا....

اگه ظرفيتشو دارين ميتونين در قسمت نظرات واسه همديگه كوري هم بخونين اينجا پاتوق شما ولي به طرفداران توهين نكنين مرسي.( به قشنگترين كوري ها يه دونه الگانس ميديم!!!) باي تا هاي.

 



/ نوشته شده توسط نگين در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 15:55 |

دلم گرفته

دلم گرفته از اين همه بي وفايي و دو رنگي. ديگه كسي به فكر كسي نيست و آدما از هم فاصله گرفتن. انگار زبون همديگه رو نمي فهمن. فقط به فكر سود و منفعت و دل خوشي خودشونن. ديگه خبري از عشق هاي شيرين و فرهادي، از رفقاي يكرنگ نيست. مهر و وفا، صداقت و حقيقت، همدلي و گذشت كلماتين كه تنها تو كتابا ميشه پيداشون كرد. ميگن زمونه عوض شده.نه، اين ماييم كه عوض شديم و روز به روز از مقام والاي انساني دورتر ميشيم. فردا كه تاريخ روزگار ما نوشته ميشه كجاست دهقان فداكار و ليلي و مجنون عصر ما؟! نكنه قلب ما آهني شده و ما آدم آهني؟! همه اينا حقيقت اطراف ماست ولي ما به روي خودمون نمياريم. آهاي بچه ها! چرا اين همه عوض شديم؟ چرا فقط خودمونو ميبينيم؟!!



/ نوشته شده توسط نگين در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت 18:26 |

منوی وبلاگ

لوگو دوستان





آرشیو مطالب و موضوعی
لینک باکس دوستان

طراح قالب
قالب های رایگان
بازی های کامپیوتری
پوریا پورسرخ
ردپای(اتوسا و پریسا)
وب سایت الهه و غفار
عاشق تو
موندن هرگز...خداحافظ
کدهای جاوا و........در وب سایت نیما
غم دل
محمد و نگین
عکس
مشق عشق
سبز گوهران
پسرکه ایرونی
برای آموختن هیچ وقت دیر نیست(کامپیوتر)
روزگارمیگذرد اما به نامردی چرا؟
دیر اومدم که زود برگردم
كلاس سوم تجربي تيز هوشان قائمشهر
ايتی گوگل
تيكه دات تي كي
پی سیتون دات تی کی
Designer : Freetemp

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
negin-85
This Themplate Designed By
Farshad Ahmadi